X
تبلیغات
❤‿❤عشق یعنی......

❤‿❤عشق یعنی......

پرسیدبه خاطر کی زنده هستی ؟

بااینکه باتمام وجود دلم میخواست فریادبزنم ((به خاطرتو))

بهش گفتم به خاطر هیچ کس

پرسیدپس به خاطر چی زنده هستی؟

بایک بغض غمگین

گفتم به خاطر هیچ چیز

ازش پرسیدم توبه خاطر چی زنده هستی؟؟؟؟

گفت به خاطر کسی که به خاطرهیچ کس وهیچ چیز زنده است.....!!!!

نوشته شده در بیست و دوم شهریور 1391ساعت 12:35 با سر انگشتای elnaz | |

تنهایی
تنهایی یعنی......

ذهنم پر از تووخالی از دیگران

کنارم پرازدیگران

وخالی ازتو.......!!!!

نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1391ساعت 14:25 با سر انگشتای elnaz | |

مرغ تمام بهارآزادی
توجه توجه

بانزدیک شدن قیمت مرغ به سکه به زودی مرغ به شکلهای

مرغ الیزابت-ربع مرغ-نیم مرغ ومرغ تمام بهار آزادی در می آید

 

 

 

نوشته شده در هفتم مرداد 1391ساعت 18:51 با سر انگشتای elnaz | |

سلام به دوستای عزیز خودم ببخشیدکه یه مدت نبودم اما حالا اومدم ودارم وبلاگمو سر وسامون میدم دیگه به بزرگواریتون ببخشیدراستش  روبخوایین دیگه مثل اولا حوصله ی نت روندارم

یه وقت جسارت نشه اما بعضی ازآدمهای نت خیلی حال بهم زن شدند منم تصمیم گرفتم به اون دسته آدما دیگه کامنت ندم

نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1391ساعت 15:45 با سر انگشتای elnaz | |

روز آتش زدن بدیها

          پریدن از سختیها

                وروشن کردن عشق وخوشبختیها مبارک

                

نوشته شده در بیست و سوم اسفند 1390ساعت 13:48 با سر انگشتای elnaz | |

اگه یه روز حس کردی تویه زمان عاشق دونفری دومی روانتخاب کن چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دوم گرفتار نمیشدی.!!

درجستجوی قلب زیباباش نه صورت زیبازیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیمانداما آنچه خوب است همیشه زیباست.

بامن ای دوست اگر خوب / اگر بد باشی تپش حس من این است که بایدباشی

وفا رااز ماهی یاد بگیر که وقتی از آب جدا میشه میمیره .نه از زنبور که وقتی از گل خسته میشه میره سراغ یه گل دیگه.

کسی که خیلی دوستت داره/همیشه نگرانته به خاطر همین بیشتر ازاین که بگه دوستت داره میگه مواظب خودت باش .

راستی مواظب خودتون باشین

فکر نکنین وقتی ازتون دورم یعنی فراموشتون کردم نه فقط دارم بهتون فرصت میدم تا دلتون برام تنگ شه

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت توبلکه به خاطر شخصیتی که هنگام باتوبودن پیدامیکنم

یه دوست خوب میگفت

آدمها مثل کتابن تاوقتی تموم نشدن جذابن.

پس سعی کن خودتوجلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون تا تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه.....!!!!!

تومن را میخواهی/من اورا/اودیگری را/اینگونه است که هیچکدام به هم نمیرسیم

نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم / احساس میکنیم ووقتی که باید احساس کنیم/ فکر میکنیم....

سعی کن هیچ وقت عشق راگدایی نکنی چون هیچ وقت به گدا چیز باارزشی نمیدن

دست خودمان نیست که روی حرفهایمان نمیمانیم/بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور میزند

دوست داشتن مثل بازی الاکلنگ میمونه / اونی که عاشق تره خودشو میاره پایین/تا عشقش از بالا بودن لذت ببره.

نوشته شده در نوزدهم اسفند 1390ساعت 10:14 با سر انگشتای elnaz | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
نوشته شده در بیستم بهمن 1390ساعت 18:3 با سر انگشتای elnaz | |

خیانت یک دختر
یه روزیه دختره یه پسره رومیبینه واحساس میکنه که عاشقش شده به همین خاطر خیلی به پروپای پسره میپیچه اماپسره اعتنایی نمیکنه چون از قصه هاشنیده بود دخترابی وفاهستند یه چندروزی میگزره وبعدپسره به دختره دل میبنده وباهم دوست میشن این دوستی ادامه پیدامیکنه وبه یه سال /دوسال/سه سال....شش سال میکشه واونا همینجوری باهم بزرگ میشدند یه روز پسره ازدختره میپرسه توچه قدر منو دوست داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟دختره میگه اندازه نداره پسره میگه یعنی چی؟؟

دختره میگه یعنی اون قدردوست دارم که قابل شمارش واندازه نیست

یه روز پسره به دختره میگه اگه من بمیرم تو چی کار میکنی؟دختره یه کم اشک تو چشاش جمع میشه وبامکث زیاد میگه توروخداازاین حرفهانزن پسره میگه نه توحالابگو دختره میگه من بدون تو نمیتونم زندگی کنم بعددختره ازپسره میپرسه اگه من بمیرم تو چی کارمیکنی؟؟پسره میگه اگه این اتفاق افتادبهت میگم چی کارمیکنم

بعدازچندروزپسره تصمیم میگره عشق دختررونسبت به خودش امتحان کنه برای همین تصمیم میگره یه مرگ الکی راه بندازه که مرده بعدازچندروزنقششوعملی میکنه وخانواه ی پسره مراسم تدفین میگیرن وپسره هم به مراسم میره ویه گوشه قایم میشه ومنتظرمیشه که دختره بیاد مراسم تموم میشه ودختره میاد اما بایه پسردیگه میادویه شاخه گل رز میندازه سرقبرپسره ومیره

پسرکه اونو بایکی دیگه دیده بود واز غصه داشت دق میکردخیلی غمگین میشه وبه افسردگی شدیدی دچار میشه

بعدازیک هفته دختره تویه تصادف میمیره

پسره بیشتر افسرده میشه وبایه دسته گل رزسفید میره سرقبردختره میشنه ومیگه یادته بهم گفته بودی که اگه بمیری چی کارمیکنم؟

حالابهت میگم وبعدپسره گلهای رزسفید وباخون خودش قرمز میکنه ومیمیره

نوشته شده در بیستم بهمن 1390ساعت 15:20 با سر انگشتای elnaz | |

دختر باوقار
دختری بامادرش دررختخواب

درد دل میکرد باچشمی پرآب

گفت مادر حالم اصلاخوب نیست

زندگی ازبهرمان مطلوب نیست

بگو چه خاکی من بریزم برسرم

روی دستت بادکردم من مادرم

سن من از۲۶ افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری ازبهرمان پیدانشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه رابرداشته

مادرش چون حرف دختش راشنفت

خنده برلب آموش آهسته گفت

دخترم بخت تو هم وامیشود

غنچه عشقت شکوفامیشود

غصه هارا ازوجودت دورکن

این همه شوهر/یکی راتورکن

گفت دختر مادرمحبوب من

ای رفیق مهربان وخوب من

گفته ام بادوستانم بارها

من بدم می آیدازاین کارها

درخیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر وباوقارم هر کجا

کی نگاهی میکنم بریک پسر

مغز یابو خورده ام یامغز خر

غیرازآن روزی که گشتم همسفر

باسعیدویاسروصفر

یکسری هم صحبت صادق شدم

اوخرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دوماهی یار من بود پرید

قلب من از عشق اوخیری ندید

مصطفای حاج علی اصغرشله

یک زمانی عاشق من شد/بله

بعد جعفریارمن عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعدازآن وسواسی پرادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعداوهم عاشق مانی شدم

بعدمانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادرشدم

بعدنادر عاشق ناصرشدم

مادرش آمدمیان حرف او

گفت ساکت شودگر/ای فتنه جو

گرچه من هم درزمان دختری

روزوشب بودم به فکر شوهری

لیک جز آنکه توراباشد پدر

دل نمیدادم به هرکس این قدر

خاک عالم برسرت خیلی بدی

واقعاکه پوز مادر رازدی

نوشته شده در هشتم بهمن 1390ساعت 21:25 با سر انگشتای elnaz | |


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

چرا هیچ کس کامنت نمیده ؟مگه هنوز توشک امتحان هستید ؟

ازاین چند روز باقی مانده خوب استفاده کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میپرسید چرا چند روز باقی مانده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه اگه معدلها بد باشه همگی از نت محروم خواهیم شد ومیدونم که مامان شما هم تهدیدکرده که اگه معدلتون بد بشه کامپیوتر جمع میشه اون وقته که من وتو دوست عزیز بد بخت خواهیم شد

حالا چی میگید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فورا پاشین بیاین کامنت بذارین      پاشین بیاین طولش ندید...........هی تو دوست عزیز پاشو بیا

مگه با شما نیستم اگه اومدی که خوش آمدی درغیر این صورت خودم میام بلندتون میکنم

پاشو بیا دیگه......زودباش

مگه میخوای لباس بپوشی که این همه معتل میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه حرف حالیت نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه من دارم خارجی حرف میزنم که نمیفهمید؟؟؟؟؟؟؟؟؟هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه نیای دیگه نه من نه تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن واسم دعاکنید معدلم کم نشه

خواهشا پاشو بیا

زودباش دیگه

پاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشو

بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییا

نوشته شده در بیست و چهارم دی 1390ساعت 11:1 با سر انگشتای elnaz | |

اگه بدونم اون کسی که دوسش دارم دوستم داره آره براش جون هم میدم

سوال بعد؟

فرض کنیدکه به عشقتون رسیدید اولین کاری که براش انجام میدهید چه خواهدبود؟

نوشته شده در یکم دی 1390ساعت 10:36 با سر انگشتای elnaz | |

خوب خیلی کم اتفاق می افته که اونهایی که همومیخوان به هم برسن البته به جز توفیلمها

سوال بعدی؟

آیاشماحاضریدبه خاطراینکه به عشقتون برسید هرکاری بکنیدحتی به قیمت ازدست دادن جونتون؟

نوشته شده در بیست و هفتم آذر 1390ساعت 19:44 با سر انگشتای elnaz | |

درصورتی اتفاق می افتداین جوری عاشق بشی که توزندگیت باسه خودت یه عشق خیالی بسازی

سوال بعدی؟

تاحالاشده عاشق بشیدوبه عشقتون برسید؟

نوشته شده در بیست و هفتم آذر 1390ساعت 17:47 با سر انگشتای elnaz | |

نمیدونم چرا همه میگن وبت عالیه به من هم سربزن

جواب سوالهایی که میذارموبگید

نوشته شده در بیست و ششم آذر 1390ساعت 17:52 با سر انگشتای elnaz | |

یه دفعه عاشق شدن هم زیادیه چه برسه به دودفعه...

سوال بعدی؟

تاحالاشده عاشق کسی بشین که عاشق شمانباشه؟

نوشته شده در بیست و ششم آذر 1390ساعت 17:29 با سر انگشتای elnaz | |

نمیگم همه ولی اکثرا شکست عشقی داشتند

سوال بعدی؟

آیاتاحالاشده که دوبارتوزندگیتون عاشق بشید؟

نوشته شده در بیست و ششم آذر 1390ساعت 14:26 با سر انگشتای elnaz | |

خوب مسلما همه یه دوره عشقی داشتن یاهنوزهم دارن

سوال بعدی ؟

تاحالا شکست عشقی داشتید؟

نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1390ساعت 14:25 با سر انگشتای elnaz | |

مناجات
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که

دادی

ندادی

دادی پس گرفتی

ندادی بعددادی

ندادی بعدمیخوای بدی

دادی بعد میخوای پس بگیری

پس گرفتی دادی

اگه بدی پس میگیری

پس گرفتی بعد میخوای بدی

نداده بودی فکر کردی که دادی

شکر...

نوشته شده در بیست و چهارم آذر 1390ساعت 11:57 با سر انگشتای elnaz | |

 

 

 

       وب من طوری طراحی شده که درابتداازخوانندگان سوال میشه بعدخودم هم نظرمومیگم

 

نوشته شده در بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:46 با سر انگشتای elnaz | |

خوب سوال بعدی؟

آیابه مسئله ی عشق ایمان دارید؟

آیاتابه حال دچار چنین حالتی شده اید؟

نوشته شده در بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:38 با سر انگشتای elnaz | |

درموردسوالی که کردم راستش از نظرخودم وقتی باکسی باشی بالاخره تردمیشی ووقتی که تنهایی ناراحتی باسه اینکه تنهایی

ازنظرمن هردوش بده

بایدسعی کردبین اونها یه تعادل ایجاد کرد

نوشته شده در بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:28 با سر انگشتای elnaz | |

شایدبه نظرشماقالب وبم مسخره بیاداماهرکسی سلیقه ای داره

به هرحال به نظر شما احترام میذارم حالا هرچی میخوادباشه

ازشمایه سوال دارم؟

درچه حالت احساس خوشبختی میکنید؟

وقتی باکسی باشید؟یاوقتی تنها هستید؟

نوشته شده در بیست و سوم آذر 1390ساعت 21:41 با سر انگشتای elnaz | |

سلام به وب من خوش آمدید

نوشته شده در بیست و سوم آذر 1390ساعت 20:46 با سر انگشتای elnaz | |